الثلاثاء، 7 مايو 2019


أنطولوجيا الرواية الفارسية المعاصرة

تأليف: السيدة ميمنت مير صادقي
  ترجمة وتقديم: د. بسام الربابعة 
 مما جاء في مقدمة الكتاب الذي سيأخذ طريقه إلى النشر قريباً بمشيئة الله:          
لا شك أنَّ هذا الكتاب الذي يوثق لمسيرة الرواية الفارسية المعاصرة في أجزائه الأربعة عبر قرن من الزمان تقريباً، ويشتمل على التعريف بها، منذ بداياتها في مطلع الثلاثينات من القرن الميلادي الماضي، مروراً بالعقود التي تلتها، ومن ثمَّ ثورة عام 1979م، والحرب العراقية الإيرانية في ثمانينيَّات ذلك القرن، وصولاً إلى نهاية القرن العشرين الميلادي، وبدايات القرن الحالي، وبهذا العدد الكبير من الروايات المعاصرة، الذي وصل إلى أربع وثمانين رواية، عمل مميز وفريد من نوعه في اللغة العربية، ولم يسبق لأحد أن تناوله بهذا الشكل والتفصيل؛ وقمين أن يولى الرعاية والاهتمام والنقل إلى اللغة العربية، لتعريف القارئ العربي بمسيرة الرواية الفارسية المعاصرة وتطوراتها، وأنواعها، وتقسيماتها المختلفة: الكلاسيكية، والواقعية، والرومانسية، والنفسية، والمحلية... والتاريخية، والاجتماعية، والسياسية.... وأعلامها، ورموزها؛ وهم الروائيون الذين نكاد نجهل أسماءهم في عالمنا العربي، وفي جامعاتنا العربية أيضاً، والذين ينتمون إلى أجيال ثلاثة؛ والموضوعات التي طرقوها في رواياتهم، وعالجوها بصور مختلفة، ولما كان الأدب مرآة المجتمع فلا شك أن هذه الروايات والموضوعات المطروقة فيها تعكس صورة المجتمع الإيراني، وما يعانيه من فساد، وفقر، وإدمان، وكبت، وحرمان، وظواهر خطيرة، وأزمات اجتماعية، واقتصادية، وسياسية، وثقافية مختلفة، وبالتالي تساعدنا على دراسة هذا المجتمع وفهمه، وما يجري فيه من أحداث، وهو المجتمع الذي بقي منغلقاً على نفسه طوال عقود طويلة.
يبدأ هذا الكتاب بالرواية الفارسية المشهورة "البومة العمياء"، وهي الرواية التأسيسية في الأدب الفارسي المعاصر، ورائدها صادق هدايت (1903- 1951م) التي كتبها في الثلاثينيَّات من القرن الماضي، ومن ثمَّ يتناول الروايات الأخرى، حسب الترتيب الزمني لصدور الطبعة الأولى من كل رواية؛ فيعرض لبزرك علوي ( 1904- 1997م) في روايته السياسية المشهورة التي ترجمت إلى اللغة العربية "عيناها"، ومحمود اعتماد زاده (1914-     ) في روايته "ابنة الرعية"، وتقي مدرسي (1932- 1997م) في روايته "يكليا ووحدتها"، وجلال آل أحمد( 1923- 1969م) في روايته المشهورة "مدير المدرسة" التي ترجمت إلى العربية، وعلي محمد الأفغاني ( 1925-   )  في روايته "زوج السيدة غزالة"، وصادق جوبك (1916- 1988م) في رواية "حجر الصبر"، وهوشنك كلشيري ( 1937- 2000م) في رواية "الأمير احتجاب" التي ترجمت للعربية، وسيمين دانشور (1921- 2012) زوجة جلال أل أحمد، وسيدة الرواية الفارسية المعاصرة بامتياز في روايتها المشهورة "سوشوون"، التي ترجمت للعربية كذلك، وكلي ترقي (1939- ) في روايتها "البيات الشتوي"، وإبراهيم كلستان (1922 - ) في رواية "أسرار كنز وادي الجن"، وأحمد محمود( 1931- 2002م) في رواية "الجيران"، وجمال مير صادقي (1933- ) في روايته" قنديل الليل"، وأصغر إلهي(1944- ) في روايته "أمي بي بي جان"، وعملاق الرواية الفارسية المعاصرة محمود دولت آبادي(1940- ) صاحب الروايات المتعددة، والمتوقع حصوله على جائزة نوبل في الآداب في السنوات القادمة، في روايته "مكان سلوج الخالي" التي ترجمت للعربية، ومحمود كيانوش (1934- ) في رواية "الكلام والصمت"، وعلي أشرف درويشيان (1941- 2017) في روايته السياسية "الزنزانة 18"، وإسماعيل فصيح (1934- 2009) في روايته المترجمة للعربية "شتاء 1984"، وشهرنوش بارسي بور( 1945- ) في روايتها "طوبى والليل"، وغزالة علي زادة (1948- 1996م) في روايتها "بيت الأدارسة"، وغلام حسين ساعدي (1935- 1985) في روايته "تاتار الضاحكة".


   

         
    أنطولوجيا الخطاب السياسي في الرواية الفارسية المعاصرة،
    المؤتمر العلمي الخامس للشرق الأوسط، جامعة أسطنبول كليشم،
    تركيا، 9-11/4م2019

      ملخص البحث
يسعى هذا البحث إلى محاولة دراسة ملامح أنطولوجيا الخطاب السياسي وتحولاته في الرواية الفارسية المعاصرة؛ من خلال تناول أشهر الروايات الفارسية السياسية المعاصرة، اعتماداً على كتاب "روايات الأدب الفارسي المعاصر" لمؤلفته مير ميمنت صادقي، الذي ترجمه صاحب هذا البحث إلى اللغة العربية، وسيأخذ طريقه إلى النشر قريباً بمشيئة الله، وقد وقع الاختيار على عشر روايات سياسية لروائيين يعدون من أشهر كتَّاب الرواية الإيرانية المعاصرة، وإذا كان هؤلاء الروائيون يمثلون اتجاهات سياسية مختلفة ومشارب متعددة؛ إلا أنَّ الكفاح السياسي والمعاناة السياسية بأشكالها وصورها المتعددة هي التي شغلتهم، ووحدت مواقفهم تجاه القضايا السياسية المتنوعة، وجعلتهم يتجهون للتعبير عمَّا شغلهم وقضَّ مضاجعهم من خلال كتابة أعمال روائية متنوعة، وهؤلاء الكتَّاب هم: بزرك علوي (1904- 1997م) الروائي والسياسي الإيراني المشهور؛ صاحب الرواية المشهورة "عيناها" التي ترجمت غير مرة إلى اللغة العربية، وهوشنك كلشيري (1937- 2000م) صاحب رواية الأمير احتجاب" التي ترجمت إلى اللغة العربية أيضاً، وسيمين دانشور (1921- 2012م) سيدة الرواية الفارسية المعاصرة بامتياز في روايتها المشهورة "سوشوون"، التي ترجمها الزميل الدكتور أحمد موسى إلى اللغة العربية، وعلي أشرف درويشيان (1941- 2017) في روايتيه "الزنزانة 18"، و"السنوات الغائمة"، وإسماعيل فصيح (1934-2009) في روايته المترجمة للعربية "شتاء 1984"، وأحمد محمود (1931- 2002م) في روايتيه "الجيران"، و"المدار صفر درجة"، وجمال مير صادقي (1933-      ) في روايتيه" قنديل الليل" و"الغربان والناس".

  يهدف هذا البحث إلى دراسة تحولات الخطاب السياسي في الرواية الفارسية المعاصرة، من خلال تناول أشهر الروايات المعاصرة، والتعرف على القضايا السياسية التي شغلت الكتَّاب الروائيين الإيرنيين، وتقديم صورة واضحة جلية لقضايا الخطاب السياسي التي تمَّ تناولها في رواياتهم؛ على أمل أن يكون هذا البحث حافزاً لإضاءة جوانب مختلفة من الأدب الفارسي المعاصر في أبحاث أخرى بمشيئة الله تعالى.

الثلاثاء، 30 أبريل 2019

بدر شاكر السياب رائد الشعر الحديث في الأدب العربي المعاصر، مجلة اتحاد الجامعات العربية، كلية الآداب، جامعة اليرموك، صص 821-843 المجلد الخامس عشر العدد الثاني، تشرين الأول 2018 والبحث باللغة الفارسية 
بدر شاكر السياب پیشاهنگ شعر نو در ادبیات معاصر عربى
چکیده

        بدر شاكر السياب (1964- 1926م) یکی از مشهور ترین شاعران معاصر در جهان عرب است؛ او به عنوان پیشاهنگ وپدر شعر نو از جايگاه ويژه‌‌اى در ادبيات معاصر عربی برخوردار است. همچنین آثار شعرى وی پرآوازه است وشهرت فراوانى دارد؛ که برخی از آنها به زبان هاى: فارسی وانگليسى ترجمه شده است. بدر شاکر السیاب علاوه بر شعر, در نثر نیز دستی توانا داشت؛ لذا آثار او منحصر به شعر نیست، بلکه دربرگیرندۀ مقاله ها، نقدها, نامه ها وچندین اثر ادبی جهانی است که آنها  را از زبان انگلیسی به زبان عربی برگردانده است. او علاوه بر تسلط كامل به زبان عربى با زبان فارسی آشنايى داشته است وتا حدى اين زبان را ياد گرفته بود.
       روى هم رفته، پژوهشگر کنونی این مقاله را به شناساندان بدر شاکر السیاب به عنوان پیشگام وبنيانگذار شعر نو در ادبیات معاصر عربی اختصاص داده، به بحث وبررسى شرح زندگی او، نخستین اشعار وتجدید گرایی وی در شعر معاصر عربی پرداخته است, سپس آثار, نوشته ها وگرایش های سیاسی او را بیان کرد, همچنین مراحل شعری وی را با ذکر نمونه های گوناگون مورد بحث وبررسى قرار داده است؛ وامید هست که زندگی, آثار ونقش السیاب در پرچمداری شعر نو عربی به طور خوب  برای فارسی زبانان تجلی یافته وسرانجام مورد استفادۀ علاقه مندان به ادبیات معاصر عربی قرار گیرد.
   
واژگان کلیدی: بدر شاکر السیاب, شعر نو، شعر معاصرعربی، ادبیات عربی.

          بدر شاكر السَّيَّاب در سال 1926 م در روستای "جیکور"[1] که در جنوب عراق قرار دارد، دیده به جهان گشود. زادگاه السیاب روستایی است کوچک واغلب مردم این روستا کشاورزانی هستند كه فعاليت اساسی آنها تولید خرماست. در سال 1932م عراق استقلال خود را به دست آورد ودر همین سال بود که او تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه ای در روستای"باب سلیمان" آغاز کرد ودر همین سال مادر خویش را نیز از دست داده بود.
        السياب بعد از پایان تحصیلات مقدماتی در سال 1938 به "بصره" رفته ومرحلۀ دبیرستانی را در آنجا گذارند؛ اما دل وی در "جیکور" مانده بود؛ زیرا "وفیقه" که نخستین تجربۀ او در عشق بود در همان روستا اقامت داشت، عشق "وفیقه" از حوادث تلخی بود که تأثیر بسزایی بر شاعر گذاشت؛ چون "وفیقه" که به مثابه رؤیایی در ذهن السیاب بود، با شخص دیگری ازدواج کرد وچند سال بعد به رحمت خدا پیوست. السیاب در نخستین تجربۀ عشق خود مانند نیما یوشیج بنیانگذار شعر نو در ادبیات معاصر فارسی ناکام ماند وسرانجام شکست خورد. البته این شکست در عشق به طور روشن در شعر السیاب انعکاس یافت.

نخستین اشعار
      در سال 1941م جنبش رشید عالی الکیلانی برای به دست یافتن استقلال عراق از زیر استعمار انگلستان رخ داد. بر أثر این قیام جنگ عراق وانکلستان برپا شد؛ اما عراق شکست خورد ورهبران همان جنبش به دار آویخته شدند، السیاب که در آن زمان نوزده سال داشت از این حادثه دردناگ متأثر شد وقصیده ای راجع به این مسأله به رشته نظم در آورد.[2]
       بدر شاکر السیاب در سال 1943م روانه بغداد شد ودر دانشسرای عالی رشتۀ زبان عربی را برگزید؛ اما بعد از دو سال به رشتۀ زبان انگلیسی روی آورد ودر این دوره با اشعار "بودلر" وبرخی از شاعران رومانتیک عرب مانند: الیاس ابو شبکه وعلی محمود طه آشنایی والفت یافت. او همچنین با شاعران انگلستان به ویژه رومانتیک ها مانند: "بارون"، "کیس" و"شیلی" آشنا شد.

فعالیت های مختلف
       وقتی که السیاب به بغداد رسید جنگ جهانی دوم به اوج خودش رسیده بود وعراق از گروه بندی سیاسی وادبی رنج می کشید؛ وی در محافل ادبی وفعالیت های گروه های فرهنگی وادبی شرکت می کرد، همچنین در نزاع میان گروه های سیاسی گام بر می  داشت وقصیده های مختلفی را سرود وجایگاه مهمی در این محافل پیدا کرد.[3]
         شایان ذکر است که السیاب در دورۀ تحصیلات مقدماتی خود شروع به سرودن شعر کرد واشعار وی بیشتر غزل ووصف بود. همچنین او اشعاری  به زبان عامیانه به رشته نظم در آورد واز سال 1941 به بعد به طور منظم به سرودن شعر پرداخت، در این مدت عراق تحت سیطرۀ استعمار انگلستان قرار داشت ومردم این کشور از تهیدستی, بدبختی واستثمار رنج می کشید؛ البته این مسایل در اشعار السیاب به طور آشکار منعکس گردید.
      پیشاهنگ شعر نو عربی در سال 1945م توسط یکی از کمونیست های ایران به حزب کمونیست پیوست وبه عضویت حزب کمونیست عراق درآمد. السیاب در این زمینه چنین لب به سخن گشود:"عموی کوچکم عبد المجید السیاب دوستی ایرانی  داشت که به ده ما رفت وآمد  می کرد, آن دوست ایرانی از علاقمندان به آثار جبران خلیل جبران ومی زیاده بود وهمواره از دموکراسی وکمونیسم سخن می گفت. یک روز ما را به حزب کمونیست عراق که یک حزب مخفی بود معرفی کرد وبرای هر کدام از ما یک نام رمزی انتخاب شد، بدین گونه ما نه تنها یک کمونیست بلکه عضو حزب کمونیست شدیم."[4] السیاب در این مرحله شاعری کمونیست ومتعهد بود به ویژه در مراحلی که دست به تجدیدگرایی زد.
      السیاب در سال 1946م با خانم نازک الملائکه آشنا شد وهردو به توافق رسیدند که دیوان شعر مشترکی را به چاپ برسانند؛ اما وی به علت فعالیت های حزبی از دانشسرای عالی اخراج شد وپس از آن به حزب "آزادی بخش ملی" پیوست. سپس او به عنوان رئیس اتحادیه دانشجویان دانشسرای عالی برگزیده شد ویکی از فعال ترین دانشجویان محسوب می گشت که به خاطر شرکت در تظاهرات بازداشت شد.
       اگرچه السیاب از علی محمود طه والیاس ابو شبکه وحتی از شاعران مشهور عرب مانند متنبی وابو تمام تأثیر پذیرفت وتأثیرپذیری از این شاعران در آثار وی به وضوح مشاهده می گردد ونیازی به شرح وتبیین ندارد؛ اما با این حال او به ادبیات معاصر غرب توجه واهتمام ویژه ای می ورزید، وی بعد از این که به رشتۀ ادبیات انگلیسی روی آورد وبه خواندن آثار  شاعران مغرب زمین مانند: شکسبیر، بایرون،  شیلی، کیتس، ووردزویرث پرداخت وتوجهی خاص وویژه به تی. اس. الیوت داشت تا این که به تدریج شیفته سبک الیوت شد وتحت تأثیر وی علی الخصوص در به کارگیری اسطوره ها قرار گرفت. همچنین او با ادبیات فرانسه وادیبان مانند: مارتین وبودلر توسط همکلاسش سلیمان العیسی آشنا گشت.
         شاعر نوپرداز در سال 1946م نخستین شعر نو خویش را که با عنوان"آیا عشق بود" سرود. سپس این شعر را در سال 1947در دیوانی با عنوان "گل های پژمرده" که نخستین دیوان السیاب به حساب می آید در مصر به چاپ رسانید. در حاشیۀ این شعر چنین نوشته شده است:"شعری است در اوزان  وقوافی مختلف"[5] این شعر به شرح زیر است:
   هل كان حباً
هل تُسمين الذي ألقى هياماً؟
أمْ جُنوناً بالأماني ؟ أم غراماً ؟
ما يكون الحبُّ؟ نَوْحاً وابتساما ؟
أم خُفوقَ الأضلع الحرَّى، إذا حان التلاقي
بين عينينا، فأطرقتُ، فراراً باشتياقي
عن سماءٍ ليس تسقيني، إذا ما ؟
جئتها مستسقياً، إلا أواما.
******************
العيونُ الحورُ، لو أصبحنَ ظلاً في شرابي
جفتْ الأقداحُ في أيدي صحابي
دون أنْ يَحظَينَ حتَّى بالحُبابِ.
هيئي يا كأسُ، من حافاتكِ السكرى مكاناً
تتلاقى فيه يوماً شَفتانا
في خفوقٍ والتهابِ
و ابتعادٍ شاعَ في آفاقه ظلُّ اقتراب.
*******************
كم تمنى قلبيَ المكلومُ لوْ لم تستجيبي
من بعيدٍ للهوى، أو من قريبِ؛
آهِ لو لم تعرفي، قبل التلاقي، من حبيب!
أيُّ ثغرٍ مسَّ هاتيك الشِّفاها
ساكباً شكواه آهاً ثم آها؟
غير أني جاهلٌ معنى سؤالي عن هواها؟
أهو شيءٌّ من هواها يا هواها؟
***************
أحسدُ الضوءَ الطروبا
مُوشكا، مما يلاقي، أن يذوبا
في رباطٍ أوسع الشَّعر التثاما،
السماءُ البكرُ من ألوانه آنا وآنا
لا يُنيلُ الطرْفَ إلا أرجوانا.
ليتَ قلبي لمحةٌ من ذلك الضوء السجينِ؛
أهو حبٌّ كلُّ هذا؟! خبريني.[6]                                                                                                                           
       در نگاهی گذرا به این شعر ملاحظه می شود که از چهار بد یا مقطع تشکیل شده است ووزن آن «فاعلاتن، فاعلاتن» ودر بحر رمل سروده شده است. همان گونه که مشاهده می گردد السیاب از افاعیل عروضی الخلیل بن احمد که مبتنی بر وجود سه رکن عروضی در هر مصراع بود، عدول کرده؛ لذا بعضی از سطرهای این شعر از دو رکن عروضی وبرخی دیگر  سطرها  از چهار رکن عروضی تشکیل می شود، بدون این که هیچ نظمی بر آن حاکم باشد.... آنچه از این شعر استنباط می شود این است که  السیاب از رکن عروضی بحر رمل بدون قاعده ی مشخص بهره برده وسیستم وزن وقافیه را در قصیدۀ سنتی به هم زده است. کوتاه سخن این که بدر شاکر السیاب در این شعر به خود اجازه داد تا از تعداد مختلف رکن های عروضی بدون هیچ نظمی بهره مند گردد.[7] او با این کار توانست سیستم قصیده کلاسیک که بر دو رکن اصلی  تکیه دارد یعنی وزن وقافیه را بشکند وافاعیل عروضی را جایگزین آنها کند. 
      درخور ذکر است که  مسألۀ بنیانگذاری شعر نو در ادبیات عربی مسأله ای است که مورد توافق ناقدان قرار نگرفته، بلکه مورد اختلاف بوده است. بدر شاکر السیاب، عبد الوهاب البیاتی ونازک الملائکه هر کدام مدعی هستند که بنیانگذار ومؤسس شعر نو در ادبیات عربی  بوده اند؛ نازک الملائكه کتابی موسوم بـ «قضایا الشعر المعاصر» نوشته وخود را نخستین سرایندۀ شعر نو عربی معرفی کرده است.[8]
       دکتر شفیعی کدکنی در زمینۀ بنیانگذاری شعر نو عربی وپایه گذار آن در کتاب"شعر معاصر عرب"چنین می گوید:"تقریباً همۀ ناقدان وشاعران معاصر عرب این نکته را پذیرفته اند که السیاب پیشوای مسلم شعر جدید عرب است.... همه او را نخستین شاعر متجدد عرب به شمار آوردند، در گفتگوهایی که من با شاعران وناقدان معاصر عرب داشته ام، دیده ام که همه متحد القول اند که باید نخستین فصل تاریخ شعر جدید عرب را (بعد از جنگ جهانی دوم) به نام بدر شاکر السیاب نوشت وبر روی هم او را یکی از سه شاعر بزرگ نسل خودش به شمار آورد."[9]
       نکته ای که می خواهم در این مقام تذکر بدهم این است که پژوهشگر کنونی مقاله ای تحت عنوان:"دگردیسی شعرعربی وپیدایش شعر نو"به رشتۀ نگارش در آورد وآن را در سال 2013 در مجلۀ نسخه به چاپ رسانید. پژوهشگر در این مقاله به بحث وبررسی تحولات شعر معاصر عربی ومراحل آن به طور مفصل پرادخته؛ لذا از تکرار آنها اجتناب می ورزد وبه این ملاحظه اکتفا می نماید.[10]
      پدر شعر نو عربی در سال 1948م از دانشسرای عالی فارغ التحصیل شد وکار خود را به عنوان آموزگار زبان انگلیسی در دبیرستان "الرمادی" آغاز کرد؛ اما دیری نپایید که برای دومین بار به خاطر عضویت در حزب کمونیست بازداشت واز کار بر کنار شد وبه ده سال ممنوعیت از تدریس محکوم گردید, پس از آن به شرکت نفت عراق که در "بصره" واقع است انتقال یافت, در سال 1950م نیز این کار را رها کرد وبه بغداد رفت ودر چندین  روزنامه مانند: "الثبات", "الجبهه الشعبيه" و" العالم العربى" فعاليت داشت, ودیوان جدید خویش را که به عنوان"اساطیر" بود در این سال چاپ کرد.

گریز به ایران
       در سال 1329هـ 1951م دکتر محمد مصدق دست به ملی کردن صنعت نفت در ایران زد واین جنبش نیز بر عراق تأثیر گذاشت؛ لذا مردم عراق با هدف طرفداری از ملی کردن نفت این کشور دست به تظاهرات زدند؛ رفته رفته اوضاع بحرانی ووخیم شد وسرانجام حالت فوق العاده اعلام گردید. در این میان السیاب از عراق فرار کرد وبه کمک یکی از قاچاقچیان در سال 1952 توانست به شهر "المحمره" (خرمشهر کنونی) که در جنوب ایران قرار دارد بگریزد. در این شهر با نام مستعار "علی ارتانک" هفتاد روز اقامت داشت ودر هنگام اقامتش در ایران با زبان فارسی آشنا گشت وتا حدی نیز این زبان را فرا گرفت. وی در همین زمان بود که از "شمیران" دیدن کرد ودر شهر"تهران" نیز سکونت گزید وبا افراد زیادی از روشنفکران وفرهیختگان ایران آشنا شد؛ منتها مدرکی در دست نیست ثابت کند که بدر شاکر السیاب بنیانگذار شعر نو در ادبیات عربی با نیما یوشیج ( 1959- 1897م) بنیانگذار وپیشگام شعر نو در ادبیات فارسی جز این افراد بود. یا نه؟ علی رغم اینکه پژوهشگر کنونی از هیچ بحثی وتفحص در این زمینه دریغ نکرده اما نتیجه قطعی به دست نیامده است. روی هم رفته، السیاب از نزدیک با تجربۀ تلخ ایرانیان از حزب کمونیست آشنایی پیدا کرد؛ که بدون مبالغه وگزافه گویی می توان چنین گفت این تجربۀ تلخ در دلسردی وحتی بیزاری او از حزب کمونیست که بعداً به جدایی وی از این حزب منجر شد، سهم بسزایی داشته است.[11] 
       شاعر پیشاهنگ در اوایل سال 1953م با استفاده از گذرنامه ای ایرانی  که توسط یکی از دوستاش در "حزب توده" تهیه شده بود به کویت رفت ودربارۀ این گریز، شعری موسوم بـ "فرار 53" به رشتۀ نظم در آورد. جالب است که السیاب هنگامی که به "کویت" گریخت کتابی با عنوان "آموزش زبان فارسی" در دست داشت. به هرحال درخور توجه است که السیاب دوباره از ایران دیدن کرد. اقامت السیاب در "کویت" در حدود 6 ماه طول کشید سپس به زادگاه خویش بازگشت. همچنین در اینجا شایان ذکر است که اطلاعاتی دربارۀ دوست السیاب به جز اینکه اسمش محمد حسین وایرانی کمونیست وعربی تبار بود در دست نداریم.[12]
       بدر شاکرالسیاب "در کویت" به عنوان کارمند شرکت برق مشغول به کار شد ودر اینجا بود که  سال 1953م شعر"بیگانه ای در خلیج" را که یکی از شاهکارهای شعر معاصر عربی  محسوب می گردد, به رشته نظم کشید. او در شعر" بیگانه ای در خلیج" چنین به شکایت وگله مندی از غربت وآوارگی خویش می پردازد:

على الرمال، على الخليج

جلس الغريب، يسرِّح البصرالمحيَّر في الخليج

ويهدُّ أعمدة الضياء بما يُصعِّدُ من نشيج

أعلى من العبَّاب يهدر رغوه ومن الضجيج

صوتٌ تفجَّر في قرارة نفسي الثكلى: عراق,

كالمدِّ يصعد، كالسحابة، كالدموع إلى العيون

الريح تصرخ بي: عراق,

والموج يُعول بي:عراق، عراق، ليس سوى عراق! ‍‍

البحر أوسعُ ما يكون وأنت أبعدُ ما تكون,

والبحردونك يا عراق.

****************

إنَّي لأعجب كيف يمكن أنْ يخون الخائنون!

أيخون إنسانٌ بلاده؟

إنْ خان معنى أن يكون، فكيف يمكن أن يكون؟

الشمس أجمل في بلادي من سواها، والظلامْ

حتى الظلام – هناك أجملُ، فهو يحتضن العراق.

واحسرتاه، متى أنامْ.

*************

غنّيتُ تربتك الحبيبة

وحملتها فأنا المسيح يجرُّ في المنفى صليبه،

فسمعت وقع خطى الجياع تسير، تُدمی من عثار

فتذرُّ في عينيَّ، منك ومن مناسمها، غُبار.

ما زلتُ أضرب, مُتربَ القدمين أشعث، في الدروب

تحت الشموس الأجنبية,

متخافقَ الأطمار، أبسط بالسؤال يداً نديَّة

صفراء من ذُلٍّ وحُمَّى: ذلّ شحّاذٍ غريب

بين العيون الأجنبية.

*******************
واحسرتاه .. فلن أعود إلى العراق!

وهل يعودُ

من كان تعوزه النقود؟ وكيف تُدَّخرُ النقودُ

وأنت تأكلُ إذْ تجوع؟ وأنت تُنفقُ ما یجودُ

به الكرام، على الطعام؟

لتبكينَّ على العراق

فما لديك سوى الدموع

وسوی انتظارك، دون جدوى، للرياح وللقلوع![13]

         پیشاهنگ شعر نو در سال 1953م شعر " روسپی کور" و"اسلحه وکودکان" را چاپ کرد، ودر سال 1955 با خانم "اقبال" دختر طه عبد الجلیل ازدواج کرد, همچنین در این سال برای سومین بار دستگیر شد ودر سال 1956م دختر بزرگ شاعر"غیدا" دیده به جهان گشود. او نیز در این سال در کنفرانس" ادبای عرب" که در دمشق برگزار شده بود, شرکت کرد.
       شاعر در سال های 1956- 1953م به مهم ترین نزاع های ادبی خود دست زد وخواست به جهانیان ثابت کند که او به عنوان پیشاهنگ وبنیانگذار شعر نو در ادبیات عربی است, به همین خاطر او مقاله های گوناگونی را به رشتۀ نگارش در آورد  وآنها را در مجله های"شعر", "الحوار" و"الآداب" به چاپ رسانید. در سال 1957م دومین فرزند السیاب "غیلان" به دنیا آمد. تولد این فرزند مایۀ خوشحالی وخرسندی شاعر گشت وبه این مناسبت، شعری با عنوان" زهی غیلان" را به رشتۀ نظم در آورد.

کمونیست بودم
      بدر شاکر السیاب برای دومین بار در سال 1958م در وزارت آموزش وپرورش به عنوان آموزگار زبان انگلیسی مشغول به کار شد. سپس از حزب کمونیست کناره گیری کرد وبا نوشتن مقاله های سیاسی با  عنوان "کمونیست بودم" در روزنامۀ" الحریة" در برابر آنها موضع گیری کرد, آنگاه به عنوان مترجم سفارت پاکستان در بغداد استخدام شد, وبعد از چند ماه استعفا داد وبه "بصره" برگشت؛ زیرا که وی به ضعف عمومی وناتوانی فراگیر جسمانی مبتلا گشت وگرفتار تهیدستی وبدبختی گردید، همچنین از گرفتاری ها ودردهای مردم عراق رنج می برد. در این میان  آوازۀ السیاب در عراق وجهان عرب کم کم گسترش پیدا کرد.
       بنیانگذار شعر نو عربی در سال 1961م بار دیگر دستگیر شد ودر حدود دو هفته در زندان محبوس بود؛ سپس به ادارۀ بندرها وبعد در ادارۀ امور فرهنگی وپس از آن به عنوان مسؤول اعزام دانشجویان منصوب گشت؛ سرانجام به عضویت هیأت تحریریه مجلۀ "الموانیء" در آمد. در همان سال دختر دوم السیاب به نام "آلاء" دیده به جهان گشود؛ در این هنگام او در کنفرانس"ادب معاصر عربی" که در رم برگزار شد، شرکت کرد ومقاله ای با عنوان" تعهد وعدم تعهد در ادبیات نوین عربی" ارائه كرد.
     بدر شاكر السياب در اواخر سال های عمر خود به زادگاه خویش برگشت وچندین شعری که بوی مرگ می دهد، سرود. از سال 1962 به بعد سلامتی او رو به وخامت نهاد سپس فلج شد وبرای معالجه به بیروت, لندن, پاریس وکویت رفت ومجموعه ای از اشعار در قالب جدید شعر نو در لندن نوشت؛ تا جایی که می توان گفت که وی هر روز یک شعر یا پیشتر می نوشت.
        سرانجام پیشاهنگ شعر نو در ادبیات عربی در یکی از بیمارستان های کویت در تاریخ24/12/1964م در سن  38سالگی با بیماری ذات الریه- مانند نیما یوشیج بنیانگذار شعر نو در ادبیات فارسی- دیده از جهان فروبست، وجسد وی به عراق منتقل شد وتنها تعداد معدودی از دوستانش در مراسم خاکسپاری او شرکت کردند. در سال 1971م به مناسبت سالگرد درگذشتش مجسمۀ وی بر روی" شط العرب" نصب شد.[14]

 آثار السیاب
         بدر شاکر السیاب علاوه برشعر, در نثر نیز دستی توانا داشت وچندین اثر ادبی جهانی را نیز به زبان عربی برگردانده است. مجموعۀ آثار گرانقدر وی که دربرگیرندۀ آثار منظوم, منثور: مقاله ها, نقدها, نامه ها وترجمه ها به شرح زیر است:
الف: آثار شعری
1-    مقدمات: مجموعۀ قصاید که در سال های 1944- 1941م سروده است.
2-    گیتار باد, 1944.
3-    بامداد صلح: مجموعۀ شعر سیاسی دربارۀ حزب کمونیست.
4-    گل های پژمرده, 1947.
5-     گرد بادها: مجموعۀ شعر سیاسی که در سال 1948 سروده شده است.
6-    اساطیر, 1950.
7-    گورکن, 1952.
8-    روسپی کور, 1954.
9-    اسلحه وکودکان, 1955.
10- سرود باران, 1960.
11- پرستشگاه غریق, 1963.
12- منزل خدمتگزاران,1963.
13- کلبۀ دختر جلبی, 1964.
14- اقبال, 1965.
15- هدیه ها: که به مراحل گوناگونی زندگی السیاب برمی گردد.
16- غرش طوفان: که دیوان سیاسی ومایۀ تأسف است که گم شده است.
17- قصیده ای با عنوان" میان روح وجسم" که بیش از هزار بیت است والسیاب آن را برای شاعر مصری علی محمود طه فرستاده بود تا مقدمه ای بر آن بنگارد. اما متأسفانه وی دیده از جهان فروبست؛ در حالی که این قصیده گم شده وتنها 120 بیت از آن باقی مانده است. نکته ای که می خواهم در اینجا تذکر بدهم این است که برخی سروده های السیاب مفقود گشته وهمۀ اشعار او نیز به چاپ نرسیده است.
ب: نثر وترجمه[15]
1-  سخنرانی که در کنفرانس ادیبان عرب در دمشق با عنوان"روش هایی که عرب ها با استفاده از آن ، ادبیات نوینش را می شناساند"، 1956.
2-    مقاله های پراکنده در هفته نامۀ" الشعب" 1958-1957.[16]
3-    من کمونیست بودم. مجموعۀ مقالاتی که در روزنامۀ "آزادی" از آغاز  سال 1959م به چاپ رسیده.
4-  تعهد وعدم تعهد در ادبیات نوین عربی: عبارت است از متن سخنرانی که توسط شاعر در رم ایراد شد ودر کتاب" ادبیات معاصر عربی" در سال 1962م منتشر گردید وبار دیگر در کتاب" بدر شاکر السیاب, مرد وشاعر" انتشار یافت.
5-  عرب وتئاتر: مقاله ای که در کتابچه ای از انتشارات نهضت به هنگام اجرای نمایشنامۀ"مردگان بی گور" اثر ژان پل سارتر که گروه نمایش آزاد در سال 1960 آن را به روی صحنه برد, انتشار یافت.
6-  موضوع های انشایی نگارش یافته در سال های 1963- 1962, از دفتری که استاد محمود یوسف در اختیار دارد, اخذ گردید.
7-    نامه های السیاب به استاد خالد الشواف میان سال های 1967- 1963.
8-    نامه های السیاب به دکتر سهیل ادریس میان سال های 1962- 1954.
9-    نامه های السیاب به علی احمد سعید مشهور به "ادونیس" میان سال های 1964- 1957.
10- نامه های السیاب به سیمون جارچی که به پیوست انتشار "روشنایی ها" در کتاب"السیاب؛ مرد وشاعر" چاپ گردید, بدون تاریخ.
11- نامه های پراکنده السیاب در مجلۀ رادیو وتلویزیون با عنوان بدر شاکر السیاب که در سال 1969 م به چاپ رسیده است.
12- نامۀ عراق به مجلۀ گفتگو، چاپ بیروت، 1963.
13- چشم های"الزا" یا "عشق وجنگ" اثر لویی آراگون, چاپخانه دار السلام, بغداد؛ بدون تاریخ.
14- قصیده هایی برگزیده از شعر نوین جهانی, بغداد, بدون تاریخ. 

مراحل شعری السیاب
می توان مراحل شعری السیاب را به چهار مرحله تقسیم کرد:
أولاً: مرحلۀ رومانتیک یا احساس گرایی ( 1948-1943).
ثانیاً: مرحلۀ واقع گرایی ( 1955- 1949).
ثالثاً: مرحلۀ رئالیستی سوسیالیستی( 1960- 1956).
رابعاً: مرحله خودگرایی ( 1964- 1961).
هم اکنون به بحث وبررسی این مراحل را به صورت جداگانه می پردازیم:
أولاً: مرحلۀ رومانتیک یا احساس گرایی
       این مرحله در برگیرندۀ سال های  1948-1943 که شاعر دورۀ جوانی را می گذارنید وجنبش رومانتیک در جهان عرب به وسیلۀ مکتب "آپولو" به اوج خویش رسیده بود، در حالی که السیاب در این سن شاهد فجایع تلخی بود؛ او از شش سالگی از نعمت وجود مادر محروم گشت وچند ماه بعد، پدرش ازدواج کرد ودر همین هنگام بود که مادر بزرگش را نیز از دست داد؛ از دردهایی که السیاب با آن روبرو بود این است که او در فقدان مادر ودور از پدر ومادر بزرگش در غربت به سر می برد واز زندگی در شهر نیز مانند نیما یوشیج دلزده شده بود. علاوه بر آن شاهد جنگ جهانی دوم واشغال شدن جهان عرب بود. بنابرین وی تلاش کرد تا از این واقعیت تلخ فرار کند. بدون شک همۀ این اسباب در گرایش او به رومانتیک مؤثر بود.
       در اين مرحله شاعر از اشعاری که از نظر فنی در سطح بالایی قرار گرفته باشد, بی بهره بود وتجربه ها وپختگی فرهنگی وادبی او هنوز به مرحلۀ تکامل نرسیده بود. این کم تجربگی در شعرهای نخستین او به چشم می خورد واغلب قصیدهای این مرحله, غزل ووصف است.
        السیاب در این دوره به حزب کمونیست عراق گرایش یافت ولی وی از پختگی سیاسی چندانی برخوردار نبود. شاعر در این مرحله از غم ها ورنج های عاطفی ودگرگونی میان آرزو وامید, نزدیکی ودوری, خیال وواقعیت در اشعارش سخن به میان می آورد واز خلال برخوردهایی که با معشوقه اش در تجربه های عاشقانه داشته است، اشعار رومانتیک را می سرود.
       اگرچه در این مرحله تأثیری از رومانتیک عرب در اشعار شاعر نمی بینیم؛ اما بیشتر  به رومانتیک اروپایی گرایش داشته است. زیرا همان گونه که می دانیم او فارغ التحصیل ادبیات انگلیسی است واز بزرگان این ادبیات به ویژه "شلی" و"کیتس" تأثیر پذیرفته است. این تأثیر در برخی اشعار السیاب مانند شعر "دنبالم بیا" و"خاطره دیدار" روشن است. به طور کلی السیاب دنباله رو هیچ شاعری خواه عرب خواه اروپایی باشد نبوده واز این شاعران تقلید نکرده است؛ به جز در مورد به کار گیری اسطوره که از الیوت گرفته، اما برخی از ناقدان عرب السیاب را شاگرد تی. اس. الیوت در بعضی موارد می دانند.[17] شایان یادآوری است که  گرایش رومانتیکی السیاب با دیگر شاعران متفاوت است؛ زیرا که در گرایش رومانتیکی او امید به انقلاب ودگرگونی اوضاع اجتماعی موج می زند, در حالی که هدف از گرایش رومانتیک پیش دیگر شاعران عرب خوشگذرانی بود.
    اگر می خواهیم اینجا نمونه ای از شعر این مرحله ذکرکنیم, می توانیم شعر زیر را از"دنبالم بیا" رجوع کنیم:
اتبعيني ... ها هي الشطآن يعلوها ذهول
ناصل الألوان كالحلم القديم
عادت الذكرى به ساج كأشباح نجوم
نسي الصبح سناها والأفول
في سهاد ناعس بين جفون
في وجوم الشاطئ الخالي كعينيك انتظار
وظلال تصبغ الريح وليل ونهار
صفحة زرقاء تجلو في برود
وابتسام غامض ظل الزمان
للفراغ المتعب البالي على الشط الوحيد
اتبعيني في غد يأتي سوانا عاشقان
في غد حتى وإن لم تتبعني
يعكس الموج على الشط الحزين
والفراغ المتعب المخنوق أشباح السنين.[18]

ثانیاً: مرحلۀ واقع گرایی
        بنیانگذار شعر نو از مرحلۀ رومانتیک گذر کرد وبه سوی مرحله ای دیگر از مراحل شعری خود گام برداشت؛ یعنی مرحلۀ واقع گرایی است( 1955- 1949) که شاعر خود را در برابر کارگران, کشاورزان, رنجدیدگان, آوارگان, قربانیان جنگ وکودکانی که باید فردای جامعه را به دست بگیرند, مسؤول مى بيند. وی این واقعیت ها را به زبان شعر بازگو می کند.ملاحظه می شود که چگونه این وقائع, پایبندی را در ذهن او نسبت به شعر نو ایجاد می نمود. آن هم در هنگامی که حاکمیت سیاسی در عراق به دست رهبران خودکامه افتاده وآرزوهای مردم این کشور در مورد اصلاحات اراضی به یأس تبدیل شده است.
         السیاب, حوادث ناشی از طغیان رود دجله را که خسارت های زیادی به بار آورده بود در قالب شعر نو سروده وقصیده ای با عنوان " سرود باران" که زاییدۀ درد ورنج مردم عراق است, به رشتۀ نظم در آورده است. شاعر بر اثر طغیان نهر دجله با شنیدن صدای هر قطرۀ آب, دچار غم واندوه می شد, السیاب در "سرود باران" که یکی از مشهور ترین اشعار وی است چنین می گوید:
عيناكِ غابتا نخيلٍ ساعةَ السحَرْ ،
أو شُرفتان راح ينأى عنهما القمر .
عيناك حين تبسمان تورق الكرومْ
وترقص الأضواء ... كالأقمار في نهَرْ.
***************
أتعلمين أيَّ حُزْنٍ يبعث المطر ؟
وكيف تنشج المزاريب إذا انهمر ؟
وكيف يشعر الوحيد فيه بالضَّياع ؟
بلا انتهاء – كالدَّم المراق ، كالجياع ،
كالحبِّ ، كالأطفال ، كالموتى – هو المطر !
******************
أَصيح بالخليج : " يا خليجْ
يا واهب اللؤلؤ ، والمحار ، والرَّدى ! "
فيرجعُ الصَّدى
كأنَّه النشيجْ :
" يا خليج
يا واهب المحار والردى .. "
**************
أكاد أسمع النخيل يشربُ المطر
وأسمع القرى تئنُّ ، والمهاجرين
يصارعون بالمجاذيف وبالقلوع،
عواصف الخليج، والرعود، منشدين :
" مطر ...مطر ...مطر ...
وفي العراق جوعْ
وينثر الغلالَ فيه موسم الحصادْ
لتشبع الغربان والجراد
وتطحن الشّوان والحجر
رحىً تدور في الحقول ... حولها بشرْ
مطر ...مطر ...مطر ...
وكم ذرفنا ليلة الرحيل، من دموعْ
ثم اعتللنا – خوف أن نلامَ – بالمطر ...
مطر ...مطر ...
ومنذ أنْ كنَّا صغاراً ، كانت السماء
تغيمُ في الشتاء
ويهطل المطر،
وكلَّ عام – حين يعشب الثرى – نجوعْ
ما مرَّ عامٌ والعراق ليس فيه جوعْ .
مطر ...مطر ...مطر ...
*************
وفي العراق ألف أفعى تشرب الرَّحيقْ
من زهرة يربُّها الفرات بالنَّدى .
وأسمع الصدى
يرنُّ في الخليج
" مطر ..مطر ..مطر ..
في كلِّ قطرة من المطرْ
حمراء أو صفراء من أجنَّةِ الزَّهَرْ .
وكلُّ دمعة من الجياع والعراة
وكلُّ قطرةٍ تراق من دم العبيدْ
فهي ابتسامٌ في انتظار مبسمٍ جديد
أو حُلمةٌ تورَّدت على فم الوليدْ
في عالم الغد الفتيّ ، واهب الحياة"
ويهطل المطرْ...[19]

       شایان ذکر است که شعر "سرود باران" مورد توجه وبررسی منتقدان وپژوهشگران عرب زبان قرار گرفته که از جمله این پژوهشگران می توان به آقای الیاس خوری ودکترعلی الشرع اشاره کرد. الیاس خوری در کتاب خود موسوم بـ" دراسات في نقد الشعر" به نقد وبررسی مفصل این شعر پرداخته[20]؛ همجنین دکتر علی الشرع مقاله ای تحت عنوان" قراءة في أنشودة المطر للسياب" را به رشتۀ نگارش درآورده وآن را در مجلۀ" ابحاث الیرموک" به چاپ رسانده است.[21] این توجه واهتمام به شعر"سرود باران" به فارسی زبانان رسیده وبرخی مقالات دربارۀ اين شعر نگارش یافته است؛ به عنوان مثال می توان به مقالۀ دکتر امیر حسین رسول نیا ومریم آقاجانی اشاره کرد که زیر عنوان" مبارزه وپایداری در شعر بدر شاکر السیاب با تکیه بر شعر انشوده المطر" به چاپ رسیده است.[22]
         نکته ای دیگر که می خواهم اینجا تذکر بدهم این است که برخی از ناقدان عرب به مقایسه میان شعر"سرود باران" وشعر "سرزمین ویرانه" الیوت پرداخته اند. دکتر نایف العجلونی مقاله ای تحت عنوان" الأرض الیباب وأنشودة المطر معالم بارزة في طريق الحداثة" را به رشتۀ نگارش وبه بحث وبررسی این دو شعر از جنبه های گوناگون پرداخته است.[23]
      روی هم رفته, السیاب در این دوره بیشتر در مورد عراق وجهان عرب ومبارزات ضد استعماری, شعر می سرود. به طور مثال شعر "روسپی کور" از شرایط بحرانی عراق وگرفتاری های اجتماعی وفقر وگرسنگی مردم, سخن می راند, گویا که "روسپی" یکی از قربانیان است. او در این مرحله تحت تأثیر حزب کمونیست قرار گرفت؛ لذا به رنج های جامعه وامور واقعی که مردم را آزار می دادند, توجه واهتمام می ورزید, ومسائل واقعی را به معرض نمایش قرار داد. مصداق این شعرهای "روسپی کور","گور کن" و"اسلحه وکودکان" است.
      پدر شعر نو, هشت سال عضو حزب کمونیست بود وبدون شک این تجربه تأثیر بسزایی در شعر او بر جای نهاد. او به احساسات ونابسامانی های مردم توجه داشت وفراتر از مشکلات خود به درد ورنج دیگران نظر افکنده، صدای مردم را در شعرش منعکس می نمود. این مسایل در چندین شعر مانند: " با امداد صالح", " گور کن", "اسلحه وکودکان" و"روسپی کور" تجلی می یابد. در این مرحله اسطوره جزئی از اشعار السیاب گشته وبهترین نمونۀ آن شعر"روسپی کور" است که پر از اسطوره هاست. خلاصه کلام این است که السیاب به واقعیت جامعۀ عرب توجه می کرد وبه مسائلی مانند: فقر, فساد, سستی وتفرقه گرایی که چون خوره ای است که از درون به جان این جامعه افتاده بود اشاره می نمود.[24]

ثالثاً: مرحلۀ رئالیستی سوسیالیستی
       شاعر نوپرداز, بعد از مرحلۀ واقع گرایی به مرحلۀ تازه ای وارد شد که به رئالیستی سوسیالیستی شناخته می شود( 1960- 1956), او شعر"روسپی کور" را در سال 1954 سرود وبه چاپ رساند. انتشار این شعر به جدایی السیاب از حزب کمونیست ونیز به استقلال سیاسیش انجامید واو را به سمت ناسیونالیسم سوق داد. بدون شک اشعار ناسیونالیستی او مانند:"بورسعید"، "سرزمین مغرب عربی" و"جیکور وشهر" نشان دهندۀ این دورۀ شعری السیاب است. در شعر "جیکور وشهر" چنین آمده است:
وتلتفُّ حولي دروبُ المدينة:
                       
حبالاً من الطين يمضغن قلبي

ويعطين, عن جمرة فيه, طينة،

حبالاً من النار يجلدن عُرى الحقول الحزينة

ويُحرقن جيكور في قاع روحي

ويزرعن فيها رماد الضغينة.

دروبٌ تقول الأساطير عنها

على موقدٍ نام: ما عاد منها

ولا عاد من ضفة الموت سار,

كأنَّ الصدى والسكينة

جناحا أبي الهول فيها, جناحان من صخرةٍ في ثراها دفينة.

****************
مصابيح لم يُسرج الزيتُ فيها وتمسه نار

وفي كل مقهى وسجن ومبغى ودار:

"دمي ذلك الماء, هل تشربونه؟

ولحمي هو الخبز, لو تأكلونه!

وتموز تبكيه لاةُ الحزينة

ترفع بالنواح صوتها مع السَّحرْ

ترفع بالنواح صوتها كما تنهَّد الشجرْ

تقول:"يا قطار يا قدرْ.

*************
و جيكور من دونها قام سور

وبوابة

و احتوتها سكينة.

فمن يخترق السورَ؟ من يفتح البابَ؟ يدمي على كل قفل يمينه؟

ويُمناي لا مخلبٌ للصراع فأسعى بها في دروب المدينة

و لا قبضةٌ لابتعاث الحياة من الطين...

لكنَّها محضُ طينة

و جيكور من دونها قام سورٌ

و بوابةٌ

واحتوتها سكينة.[25]

          شاعر عراق پس از جدایی از حزب کمونیست به رمز گرایی واسطوره ها روی آورد وگاهی اوقات به کارگیری اسطوره ها, مبالغه واغراق می کرد؛ لذا این مرحله نیز به مرحلۀ اساطیر مشهور است. در این مرحله از "اسطورۀ تموز" که یکی از اسطوره های یونان باستان است استفاده می کند، در این اسطوره، خدایان مورد پرستش بودند ومردم نیازهای خود را از آنها درخواست می کردند.
       اسطوره "ادونیس" یا تموز, که خدای سرسبزی بود. موضوع این اسطوره به اختصار, مرگ برای زندگی و نیز مرگی که پس از آن حیات وبرانگیخته شدن هست, می باشد. تی. اس. الیوت شاعر معاصر اسطورۀ تموز را در قصیدۀ" سرزمین ویرانه" نمایانده است. در حالی که السیاب در کاربرد اسطورۀ تموز در اشعارش برعکس الیوت عمل می کند؛ الیوت, تمدن کهن وپیر اروپا را در شعرش می آورد، اما السیاب به احیای دوبارۀ تمدن عربی که از طبق دیدگاه او مرده است, توجه می کند. او در این زمینه تحت تأثیر الیوت؛ به اسطوره ها توجه زیادی نشان می داد واز وی پیروی می کرد. این مرحله برجسته ترین ومهم ترین دورۀ شعر السیاب محسوب می گردد؛ زیرا که شعر ایشان در این برهه به اوج خود رسید. او توانست ثابت کند که به حق پیشاهنگ وبنیانگذار شعر نو در ادبیات معاصر عربی است. شایان ذکر است که دورۀ مذکور را می توان "عصر طلایی" السیاب نامید.

رابعاً: مرحله خودگرایی
      این مرحله آخرین دوره ومرحله شعری السیاب است( 1964- 1961). او در این مرحله به درون خود باز می گردد وبر اثر بیماری که بدان دچار شده بود, خود را برای مرگ آماده می کرد ودر اغلب اشعارش از آمدن مرگ واینکه هیچ چاره ای از آن نیست, سخن به میان می آورد. وی بیشتر به یادآوری خاطرات گذشته اش می پردازد؛ خانۀ پدرش, خاطراتش از مدرسه, آوارگی وگریختن به ایران وخاطراتش از لندن وکویت را در ذهن تداعی کرده, از دیدگاه مرگ به آنها می نگرد. در این زمینه می تواند به شعر"سفر ایوب" که از بهترین اشعار السیاب شمرده می شود, اشاره کرد. وی در شعر "سفر ایوب" چنین می گوید:
لك الحمد مهما استطال البلاءْ

ومهما استبدَّ الألم،

لك الحمدُ، إنَّ الرزايا عطاء

وإنَّ المصيباتِ بعضُ الكرَمْ.

ألم تُعطني أنت هذا الظلامْ

وأعطيتني أنت هذا السَّحرْ؟

فهل تشكر الأرض قَطْرَ المطرْ

وتغضبُ إنْ لم يجدها الغمام؟

شهورٌ طوالٌ وهذي الجراحْ

تمزِّقُ جنبي مثل المدى

ولا يهدأ الداءُ عند الصباحْ

ولا يمسح اللّيلُ أوجاعه بالردى.

**************
ياربُّ أيوبَ قد أعيا به الداءُ

في غربةٍ دونما مالٍ ولا سَكنِ

يدعوك في الدُّجَنِ

يدعوك في ظلموت الموت: أعباءُ

نادَ الفؤاد بها فارحمه إنْ هتفا.

يا مُنجياً فُلكَ نوحِ مزِّق السُّدَفا

عنِّي.أعدني إلى داري, إلى وطني!

************
إنِّي سأشفى, سأنسى كلَّ ما جَرَحا

قلبي, وعرَّى عظامي فهي راعشةٌ والليل مقرور.

وسوف أمشي إلى جيكورَ ذات ضُحى![26]

     در این مرحله، ملاحظه می شود که السیاب به بدبینی می گراید به گونه ای که به همه چیز در این جهان از دریچۀ مرگ می نگریست. او تحت تأثیر اندیشه های مرگ واین نگاه بدبینانه, چندین مجموعۀ شعری مانند:"پرستشگاه غریق", "منزل خدمتگزاران", "کلبۀ دختر جلبی" و"اقبال" را سرود.
       شایان ذکر است که دکتر شفیعی کدکنی در کتاب "شعر معاصر عرب" مراحل شعری السیاب را به سه مرحله تقسیم نمود وگفته است:" بعد از مرحله رومانتیسم, کارهای دوران پختگی وکمال تجربۀ شعری در آثار السیاب, می توان به سه مرحله تقسیم شود: مرحلۀ رئالیسم سوسیالیستی, مرحله ای که در نظر ناقدان عرب به مرحلۀ تموزی شهرت یافته ومرحلۀ ایوبی یا مرحلۀ رنج...., ولی از سال 1953 به بعد وی نوعی واقع گرایی سوسیالیستی پرداخت"[27] در حالی که به مرحلۀ خود گرایی اشاره نکرده است.

       در پایان درخور ذکر است که بدر شاکر السیاب از چهره های شناخته شده در زبان فارسی ومورد اهتمام وعنایت پژوهشگران فارسی زبانان قرار گرفته است. منتقدان واستادان دانشگاه های ایران چندین مقاله دربارۀ اشعار وی وعلی الخصوص در زمینۀ ادبیات تطبیقی نوشته اند. از جمله این مقالات می توان به مقاله های زیر اشاره کرد:"بررسی تطبیقی طبیعت در شعر سهراب سپهری وبدر شاکر السّیاب" از دکتر صلاح الدین عبدی ومحمد احمدی ازندریانی[28]، مقاله"روایت پردازی افسانه ها واسطوره ها در سروده های مهدی اخوان ثالث وبدر شاکر السیاب" از دكتر محمود حيدرى وام البنى خرميان[29]، مقالۀ " تحليل تطبيقى شعر مرد مصلوب احمد شاملو والمسيح بعد الصلب بدر شاكر السياب، از دكتر على صفايى وعلى رضا قاسمى[30] ومقالۀ "مرگ زندگی بخش در شعر بدر شاکر السیاب ونیما یوشیج, از دکتر فرهاد رجبی.[31]


Badr Shakir al Sayyab the pioneer of Modern Poetry
in the contemporary Arabic Literature

Dr. Bassam Ali Rababah
Dept. of Semitic and Oriental languages
College of  Arts
Yarmouk University

Abstract
Badr Shakir al Sayyab (1926- 1964) was a leading modern poet in the Arab world as he enjoys a special status in the modern Arabic literature and a founding pioneer of the modern poetry. His poems are very well known for being translated into English and Persian. He was also a professional prose writer. Thus, his legacy is not limited to poetry but extends to include essays theses and some translated masterpieces from English into Arabic. Al Sayyab was well versed in Arabic and learnt Pesian when he was in Iran.
The present study aims at introducing Badr Shakir al Sayyab to the Persian language speakers as a pioneer in modern Arabic poetry in the contemporary Arabic literature. It also sheds more light on life, his early poetic attempts and his new approach to Arabic poetry. The study highlights his legacy, his writings and his political views. Further, the study investigates the stages of his poetry with several illustrative samples.

Keywords  : Badr Shakir al Sayyab, modern poetry, contemporary Arabic literature,.




پی نوشتها ویادداشتها



[1] جیکور: واژه است فارسی که مرکب واز دو کلمه جوی وکور گرفته است. این روستا مقام وجایگاهی بس والا در شعر السیاب دارد وبه وسیله وی شهرت جاودانه پیدا کرد.

[2] نگاه کنید بدر شاکر السیاب, مقدمه الدیوان, جلد 2, دار العودة، بيروت، ص 27.

[3] نگاه کنید همان مآخذ, جلد 2, ص ص 33- 35.

[4] شفیعی کدکنی, شعر معاصر عرب, چاپ دوم, انتشارات سخن, طهران, 1380( 2001م) ص 138و139. همچنین ن.ک: بدر شاکر السیاب, مقدمه الدیوان, جلد 1, ص  ب ب.

[5] بدر شاکر السیاب، مقدمۀ الدیوان، ص ل.

[6] همان منبع، جلد 1، ص 101.
 [7] همان منبع، مقدمۀ الدیوان، جلد 1، ص ع وف. همچنين نگاه كنيد: بسام ربابعه، دگردیسی شعر عربی وپیدایش شعر نو، مجلۀ نسخه، مركز مطالعات علمى وتكنولوژی تركيا (TÜBİTAK صص 117- 140، شماره 37، أنقرة،  2013م. وهمچنین نگاه کنید این مقاله به رابط زیر است:
                                     https://wwwdrrababah.blogspot.com/2015/06/blog-post.html

[8] نازك الملائكة، قضايا الشعر العربي المعاصر، ص 35.
[9] محمد رضا شفیعی کدکنی، شعر معاصرعرب، ص 132و 133، ونگاه کنید یحیی الشامی، موسوعة الشعراء العرب، جلد 3 ، بیروت, 1962, ص 89.

[10] نگاه کنید احسان عباس, بدر شاکر السیاب, دراسة في حياته وشعره, الطبعة الخامسة, دار الثقافة, بیروت,1983, ص 173.

[11] نگاه کنید منبع پیشین, همان صفحه.
 [12]بسام ربابعه، دگردیسی شعر عربی وپیدایش شعر نو، مجلۀ نسخه، مركز مطالعات علمى وتكنولوژی    تركيا(TÜBİTAK صص 117- 140، شماره 37، أنقرة،  2013م.   
[13] بدر شاكر السياب، الديوان، جلد 1، ص ص 317- 323.

[14] برای دست یافتن به اطلاعات بیشتر دربارۀ بدر شاکر السیاب وشعر وی می توان به مراجع زیر مراجعه کرد:
- احسان عباس, بدر شاکر السیاب, دراسة في حياته وشعره، الطبعة الخامسة, دار الثقافة, بیروت,1986.  
- ایلیا حاوي, بدر شاکرالسیاب, شاعر الأناشید والمراثي، دار الكتاب، بيروت، 1983.
- عيسى بلاطه، بدر شاكر السياب حياته وشعره، الطبعة الرابعة، دار الشؤون الثقافية، بغداد، 1987.
- حسن توفيق، شعر بدر شاكر السياب، دراسة فنية وفكرية، دار أسامة، عمان، 1997م
- عبد الجبار داود البصري، بدر شاكر السياب، رائد الشعر الحر، الطبعة الثانية،دار الشؤون الثقافية، بغداد، 1986 .
- القصيدة العربية في موازين الدراسات اللسانية الحديثة، قصيدة أنشودة المطر للسياب أنموذجاً، صفية بنت زينة، رسالة دكتوراة، قسم اللغة العربية، كلية الآداب واللغات والفنون، جامعة السانيا وهران،  2012/2013م. ن.ک این رساله به رابط زیر است:

[15] این لیست, ترجمه ای است از دکتر احسان عباس, بدر شاکر السیاب, ص 421.

[16] این مقاله دربرگیرندۀ برخی از خاطرات او, نقد داستان نویسان ونقد جامعه عراقی است. ن.ک دکتر احسان عباس, بدر شاکر السیاب, ص 291.

[17] نگاه کنید کمال خیر بك, حرکة الحداثة في الشعر العربي المعاصر، ص 47.

[18] بدر شاکر السیاب, الدیوان, جلد 1, ص 39 -40.

[19] بدر شاکر السیاب, مقدمه الدیوان, جلد 1, ص, 474- 481.

 [20]الیاس خوری, دراسات في نقد الشعر، الطبعة الثانية، دار ابن رشد، 1981م.

[21] دکتر علی الشرع, " قراءة في "أنشودة المطر" للسياب، مجلة أبحاث اليرموك، المجلد الثالث، العدد الثاني، ص ص63- 85.

[22] دکتر امیر حسین رسول نیا ومریم آقاجانی, "مبارزه وپایداری در شعر بدر شاکر السیاب با تکیه بر شعر انشوده المطر", مجلۀ ادبيات پايداری, دانشكده ادبيات وعلوم انسانی كرمان, صص 51- 72 , شماره 8 , بهار وتابستان 1392, 2013م. ونگاه کنید این مقاله به رابط زیر است:

[23] نایف العجلوني،" الأرض اليباب وأنشودة المطر معالم بارزة في طريق الحداثة، مجلة أبحاث اليرموك، صص 163- 207, المجلد 14، العدد 1، 1996.

[24] نگاه کنید: کمال خیر بك، حركة الحداثة في الشعر العربي المعاصر، ص 47.
[25] بدر شاكر السياب، الديوان، جلد 1، ص ص 414- 419.
[26] همان منبع، جلد 1، ص ص248 -259.
[27] دكتر شفيعى كدكنى، شعر معاصر عرب، ص 141 و142.
[28] دکتر صلاح الدین عبدی ومحمد احمدی ازندریانی, بررسی تطبیقی طبیعت در شعر سهراب سپهری وبدر شاکر السّیاب, کاوشنامۀ ادبيّات تطبيقی, دانشکدة ادبيّات وعلوم انسانی، دانشگاه رازی کرمانشاه سال دوّم، صص 111-113 شمارة 8، زمستان 1931 هـ. ش/ 1191 هـ. ق/ 2112 م،. ونگاه کنید این مقاله به رابط زیر است:


[29] دکتر محمود حيدرى وام البنى خرميان روایت پردازی افسانه ها واسطوره ها در سروده های مهدی اخوان ثالث وبدر شاکر السّیّاب"، دو فصلنامۀ ادبنامۀ تطبیقى، ص ص 81 - 94، سال اول، شمارۀ اول، پاییز وزمستان, 1393هـ 2015م, ونگاه کنید این مقاله به رابط زیر است:


[30] دکترعلى صفايى وعلى رضا قاسمى, تحليل تطبيقي شعر مرد مصلوب احمد شاملو والمسيح بعد الصلب بدر شاكر السياب، ، مجله پژوهش های ادبیات تطبیقى، ص ص 71- 98 شماره 2، پاییز 1394 ، 2015م، ونگاه کنید این مقاله به رابط زیر است:

[31] دکتر فرهاد رجبی، مرگ زندگی بخش در شعر بدر شاکر السیاب ونیما یوشیج, , مجله ادب عربی, دانشکده ادبیات وعلوم انسانی, دانشگاه تهران,  ص ص 185 - 206شماره 2، پاییز و زمستان 1390، 2011م. ونگاه کنید این مقاله به رابط زیر است:



   
منابع ومآخذ

1- احسان عباس, بدر شاکر السیاب, دراسة في حياته وشعره, الطبعة الخامسة, دار الثقافة, بیروت, 1983م.
2- الیاس خوری, دراسات في نقد الشعر، الطبعة الثانية، دار ابن رشد، 1981م.
3- امیر حسین رسول نیا ومریم آقاجانی, "مبارزه وپایداری در شعر بدر شاکر السیاب با تکیه بر شعر انشوده المطر", مجلۀ ادبيات پايداری, دانشكده ادبيات وعلوم انسانی كرمان, صص 51- 72 , شماره 8 , بهار وتابستان 1392, 2013م. ونگاه کنید این مقاله به رابط زیر است:
4- ایلیا حاوي, بدر شاکرالسیاب, شاعر الأناشید والمراثي، دار الكتاب، بيروت، 1983.
5- بدر شاکر السیاب, الدیوان, جلد ا  و 2, دار العودة، بيروت، بدون تاریخ.
   6- بسام ربابعه، "دگردیسی شعر عربی وپیدایش شعر نو"، مجلۀ نسخه، مركز مطالعات علمى وتكنولوژی تركيا(TÜBİTAK صص 117- 140، شماره 37، أنقرة،  2013م. وهمچنین نگاه کنید این مقاله به رابط زیر است:
                                     https://wwwdrrababah.blogspot.com/2015/06/blog-post.html
7- حسن توفيق، شعر بدر شاكر السياب، دراسة فنية وفكرية، دار أسامة، عمان، 1997م
8- شفیعی کدکنی, شعر معاصر عرب, چاپ دوم, انتشارات سخن, طهران, 1380( 2001م)
9- صلاح الدین عبدی ومحمد احمدی ازندریانی, "بررسی تطبیقی طبیعت در شعر سهراب سپهری وبدر شاکر السّیاب", کاوشنامۀ ادبيّات تطبيقی, دانشکدۀ ادبيّات وعلوم انسانی، دانشگاه رازی, کرمانشاه, سال دوم، شمارة 8، زمستان 1931 هـ. ش/ 1191 هـ. ق/ 2112 م. ونگاه کنید این مقاله به رابط زیر است:
10- صفية بنت زينة، القصيدة العربية في موازين الدراسات اللسانية الحديثة، قصيدة أنشودة المطر للسياب أنموذجاً، رسالة دكتورى، گروه ادبیات عربی، دانشكده ى ادبيات، زبان ها وهنرها، دانشگاه السانيا وهران،  2012/2013م. ونگاه کنید این رساله به رابط زیر است:
11- عبد الجبار داود البصري، بدر شاكر السياب، رائد الشعر الحر، الطبعة الثانية، دار الشؤون الثقافية، بغداد، 1986 .
12- علی الشرع, " قراءة في "أنشودة المطر" للسياب، مجلة أبحاث اليرموك، المجلد الثالث، العدد الثاني، 1985م.
13- على صفايى وعلى رضا قاسمى, "تحليل تطبيقی شعر مرد مصلوب احمد شاملو والمسيح بعد الصلب بدر شاكر السياب، مجله پژوهش های ادبیات تطبیقى، شماره 2، پاییز 1394 ، 2015م، ونگاه کنید این مقاله به رابط زیر است:
14- عيسى بلاطه، بدر شاكر السياب حياته وشعره، الطبعة الرابعة، دار الشؤون الثقافية، بغداد، 1987.
15- فرهاد رجبی، "مرگ زندگی بخش در شعر بدر شاکر السیاب ونیما یوشیج", مجله ادب عربی, دانشکده ادبیات وعلوم انسانی, دانشگاه تهران, شماره 2، پاییز وزمستان 1390، 2011م. ونگاه کنید این مقاله به رابط زیر است:
16- محمود حيدرى وام البنى خرميان, "روایت پردازی افسانه ها واسطوره ها در سروده های مهدی اخوان ثالث وبدر شاکر السّیّاب"، دو فصلنامۀ ادبنامۀ تطبیقى، ، سال اول، شمارۀ اول، پاییز وزمستان, 1393هـ 2015م, ونگاه کنید این مقاله به رابط زیر است:
17-نازك الملائكة، قضايا الشعر العربي المعاصر، چاپ دهم، انتشارات العلم للملایین، بیروت، 1997م.
18-کمال خیر بک، حرکة الحداثة في الشعرالعربي المعاصر، چاپ دوم، انتشارات الفکر، بیروت، 1986م.
19- نایف العجلوني،"الأرض اليباب وأنشودة المطر معالم بارزة في طريق الحداثة"، مجلۀ أبحاث اليرموك، شماره 1، جلد 14, 1996م.
20- یحیی الشامي، موسوعة الشعراء العرب، چاپ اول, انتشارت دار الفکر العربی, بیروت, 1999م